کویردل







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات






خواب و خيالنازنين آمد و دستي به دل ما زد و رفت

پرده ي خلوت اين غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهايي ما را به خيالي خوش کرد

خواب خورشيد به چشم شب يلدا زد و رفت

درد بي عشقي ما ديد و دريغش آمد

آتش شوق درين جان شکيبا زد و رفت

خرمن سوخته ي ما به چه کارش مي خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گريه ي توفاني ام انديشه نکرد

چه دلي داشت خدايا که به دريا زد و رفت

بود آيا که ز ديوانه ي خود ياد کند

آن که زنجير به پاي دل شيدا زد و رفت

سايه آن چشم سيه با تو چه مي گفت که دوش

عقل فرياد برآورد و به صحرا زد و رفت




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






[+] نوشته شده توسط Bahar bano در 14:24 | |